عضویت در سایت
 
 
تقویم
تعداد کل بازدیدها:43458

05 اسفند 1395
 
 
دوره ها
 
 
داستان واژه ها
 
 
لیست داستان واژه ها » الدورادو

گاهی گوش ما با وا ژه ای آشناست

   گاهی گوش ما با واژه ای آشناست، چرا که آنرا به عنوان نام مکانی و یا کالایی بسیار شنیده ایم هر چند که معنی آنرا نمی دانیم و شاید اصلاً توجه نداشته باشیم که آن واژه ممکن است معنی و مفهومی نیز داشته باشد.

   به نظر می رسد تعداد افرادی که در این زمینه ها کنجکاو باشند زیاد نیست.یکی از واژه هایی که زیاد شنیده ایم واژه الدورادو(El Dorado و یا eldorado)می باشد.

   این واژه برگرفته از یکی از افسانه های اسپانیایی می باشد . در این افسانه آمده است که در امریکای جنوبی شهری بسیار بسیار ثروتمند وجود دارد ، به قدری ثروتمند که حتی کف خیابانهای آن با طلا پوشیده شده است . ماجراجویان زیادی عزم یافتن این شهر دست نیافتنی را داشتند . در سال 1595، یک دریانورد ماجراجوی انگلیسی به نام سر والتر رالی (Sir walter Raleigh) در تلاشی مذبوحانه برای یافتن این شهر افسانه ای عازم گیانا (Guiana) شد.

    (Guiana منطقه ای است در شمال شرقی امریکای جنوبی در ساحل اقیانوس اطلس که از غرب و جنوب به رودخانه های اورینوکو، نگرو و آمازون محدود می شود و شامل گایانا Guyana (با نام قبلی British Guiana )، گیانا فرانسه و سورینام می باشد و با بخش هایی از برزیل و ونزوئلا هم مرز است). اسپانیولی ها پادشاه این سرزمین افسانه ای را El Dorado  به معنی انسان طلایی               (the gilded one یا  the golden one )  می نامیدند.

 

     امروزه واژه eldorado یا  El Dorado به سرزمین فرصت ها و یا به هر سرزمینی که زرخیز و ثروتمند باشد اطلاق میگردد.

***

   واژه diadem  یکی از واژه هایی است که به معنی تاج، افسر، دیهیم و سایر مترادف های آنها می باشد. ریشه این واژه به زمان اسکندر مقدونی می رسد. در تلاشی برای ایجاد یک امپراطوری وسیع متحد با مرکزیت شهر بابل (Babylon) ، اسکندر مقدونی تصمیم گرفت تا تعدادی از آداب و سنن و عادات شرقی ها به ویژه ایرانی ها را بپذیرد و تقلید کند. بدین منظور وی سربند سفید رنگی را با حاشیه آبی رنگ که تا روی شانه ها ادامه داشت و نشانه و علامت خاندان سلطنتی بود به سر خود می بست . یونانی ها این سربند را diadema  نامیدند که معنی تحت اللفظی آن" بستن به دور" می باشد. بعدها سایر سلاطین و شاهان درطول تاریخ و اعصار نیز چنین سربندی را به دور سر خود می بستند و هر یک به نوعی با افزودن طلا و جواهرات  آنرا تزئین می کردتا آنکه در نهایت آن سربند اولیه به تاجی تبدیل شد.

***

واژه lethargy  به معنی رخوت ، سستی ، بی حالی ، تنبلی ، کندی ، بی تفاوتی ، بی علاقگی ، خمودی، خواب آلودگی غیر طبیعی و امثالهم می باشد و می تواند در اثر مصرف دارو و یا یک بیماری عارض گردد و طبیعتاً در پزشکی گاهی نشانه و علامت بیماری تلقی می گردد. این واژه تاریخچه بسیار جالبی دارد که به شرح زیر است:

    در اسطوره شناسی یونان به واژه Lethe   بر می خوریم که نام رودخانه ای است جاری در Hades که به اعتقاد آنها جهان مردگان و عالم ارواح است . یونانیان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند و به زعم آنها مردگان از این رودخانه عبور می کردند و به عبارت دیگر برای گذر از این جهان به جهان دیگر مجبور بودند از این رودخانه بگذرند. همچنین معتقد بودند که هر کسی از آب این رودخانه بنوشد گذشته را فراموش می کند. لذا بعدها براساس نام این رودخانه و خاصیت فراموشی آوری آن واژه یونانی lethargia به معنی فراموشی  به وجود آمد که ریشه واژه انگلیسی lethargy است.  برای تبیین بیشتر ، در ذیل این واژه را در مثالی بکار می بریم.

After that accident, he often complains of depression and lethargy.

بعد از آن حادثه، او اغلب از افسردگی و بی حالی شکوه می کند.

  صفت مشتق ازاین واژه lethargic  به معنی سست و بی حال و خموده و کسل و خواب آلوده و نیز رخوت آور و کسالت آور و افسرده کننده می باشد. مثل:

Intense heat usually makes everybody lethargic.  

گرمای شدید معمولاً هر کسی را بی حال می کند.

   طبیعتاً قید این صفت lethargically به معنی از روی رخوت و سستی و یا بی حالی و بی تفاوتی و بی علاقگی می باشد. مثل:

He must be sick. See how lethargically he talks. 

باید مریض باشد. ببین چقدر با بی حالی صحبت می کند.

        ***   

 برای ترجمه مصدر تبعیض قائل شدن و یا به عبارتی پارتی بازی کردن در زبان انگلیسی بسته به مورد واژه های متعددی وجود دارد . یکی از این واژه ها nepotism است که به معنی دادن مشاغل و مناصب از طرف افراد صاحب منصب به خویشاوندان خود می باشد. رد این واژه به پاپ های قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی می رسد. در آن زمان پاپ ها برای افزودن  به قدرتشان سعی می کردند که فقط افراد قابل اعتماد و  وفادار را در اطراف خود جمع کنند و طبیعتاً این اشخاص مورد اعتماد کسی به جز خویشاوندانشان نبودند در بین این بستگان و اقارب نزدیکترین شان فرزندان نامشروع خود پاپ ها بودند که nephews  نامیده می شدند ، واژه ای که از واژه لاتین nepos  به معنی اعقاب و فرزندان مشتق شده است . بعدها بر اساس این واژه ترکیب nepotism به معنی پارتی بازی به شکل فامیل بازی و یا اصطلاحاً تبارگماری وضع شد. مثل:

He is accused of nepotism and corruption.

او متهم به تبار گماری و فساد مالی می باشد.

   به شخص مرتکب تبار گماری (تبارگمار) nepotist گوئیم و صفت های مشتق از آن nepotistic و nepotistical  می باشند.

 
پیوندهای مفید
 
 
اخبار
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به ترجمه همزمان می باشد